یک هفته پیش دوشنبه شبی از سر مطهری ولی عصر به سمت شریعتی سوار تاکسی شدم که یک پارچه نوشته بالای خیابان توجهم را جلب کرد: عنوانش به این مضمون بود:
خواهر بدحجابم شهدای ما به خاطر ما از خود گذشتند و...
درست یادم نیست که جمله چه بود اما مضمونش این بود که خواهر بد حجابم تو میدانی که شهدایی به خاطر ما رفته اند و جنگیده اند از روی آنان شرم داشته باش و ...
در این فکر بودم که خب مثلا اگر بخواهم تصور نویسنده این پارچه نوشته را داشته باشم چگونه می شود؟ تصور می کنیم که بد حجابی زنان امری غیر قانونی وغیر شرعی است و آنها باید از شهدای این مملکت خجالت بکشند و قص علیهذا
سوالاتی در ذهنم رویش کرد که:
مثلا زنان بد حجاب می آیند و مردان نگاه نمی کنند؟ چشمان هیز از کدام ناحیه است؟
مثلا زنان بد حجاب می آیند و مردان تجاوز نمی کنند؟ این همه آمار تجاوزات از کدام ناحیه است؟
مثلا زنان بد حجاب می آیند و مردان قتل ناموسی مرتکب نمی شوند؟
مثلا زنان بد حجاب می آیند چه کسی جلوی پای آنان ترمز می کند؟
چه می شد که مردان که همیشه از این ناحیه استفاده ها برده اند در واقع بهتر است بگوییم سوء استفاده ها برده اند آیا این مردان نباید از شهدا خجالت بکشند؟
سوال اصلی که به ذهنم آمد این بود این نگاه "" زن ـ مقصر"" از کجاست؟
بنظرم باید پاسخش را از تاریخ گرفت نه؟!! . چرا همیشه زنان قربانی بودند اما...
... ادامه دارد
